ضرورت طرح اندیشه اسلامی در روانشناسی

نقی شبان یامچی – کارشناس مدارک پزشکی

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش، توكل و توسل به خداوند و... برای مقابله استفاده می شود. یافته های اخیر نشان داده اند از آنجایی كه این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند، می توانند مقابله های بعدی را تسهیل نمایند، بنابراین به كارگیری آنها برای اكثر افراد، سلامت ساز است.

 

روانشناسی بهداشت، در سالهای اخیر اهمیت زیادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعیت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است. شیوه های مقابله ؛ تواناییهای شناختی و رفتاری هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نیازهای خاص درونی و بیرونی فشارآور به كار می گیرد. در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نیایش، توكل و توسل به خداوند و... برای مقابله استفاده می شود. یافته های اخیر نشان داده اند از آنجایی كه این نوع مقابله ها هم منبع حمایت عاطفی و هم وسیله ای برای تفسیر مثبت حوادث زندگی هستند، می توانند مقابله های بعدی را تسهیل نمایند، بنابراین به كارگیری آنها برای اكثر افراد، سلامت ساز است. رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توكل به خداوند، زیارت و غیره. ... می توانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرش های مثبت، موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به این كه خدایی هست كه موقعیت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست، تا حد زیادی اضطراب مرتبط با موقعیت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با یك دوست بسیار صمیمی توصیف می كنند و معتقدند كه می توان از طریق اتكاء و توسل به خداوند، اثر موقعیت های غیرقابل كنترل را به طریقی كنترل نمود. به همین دلیل گفته می شود كه مذهب می تواند به شیوه فعالی در فرایند مقابله مؤثر باشد. تأكید اصلی این مقاله این است كه نخست، طرح اندیشة اسلامی در روانشناسی یكی از ضرورت‌های زمان ما می‌باشد، و دوم اینكه امكان نظریه پردازی از روانشناسی اسلامی با توجه به منابع موجود وجود دارد. پس از بررسی شواهد موجود، پیشنهاد شده است كه ابتدا مبانی نظری تعیین و در مرحله بعد به مشكلات روش‌شناسی توجه شود.

مقدمه
طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو علم روانشناسی، به منظور دستیابی به الگوهای اسلامی در زمینة شناخت و حل مشكلات روانی تنظیم شده است.منظور از اندیشه اسلامی، آرا و نظریاتی است كه از طریق ایات قرآن كریم و سنت رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) به ما رسیده است. به نظر می‌رسد كه این امر مهم را می‌توان براساس منابع معتبر تفسیری، مانند تفسیرالمیزان علامه طباطبائی (1375) و با تبادل نظر با اندیشمندان حوزه و دانشگاه انجام داد. علم روانشناسی، مجموعة آرا، عقاید و یافته‌ها دربارة احساسات، عواطف، افكار و حالات روانی انسان است. سرچشمة اصلی علم روانشناسی دانشگاهها و مراكز تحقیقاتی در كشورهای اروپایی و آمریكایی بوده است. از آنجا كه این علم مانند سایر علوم انسانی تحت تأثیر عوامل فرهنگی بوده است، ممكن است در مواردی با ساختار فرهنگی جامعة اسلامی ایران، ناهماهنگ باشد. در حال حاضر، این وجوه ناهماهنگی، روشن به نظر نمی‌رسد. لازم است ضمن استفاده از آخرین یافته‌های علم روانشناسی، به تناسب آن یافته‌ها، با نیازهای فرهنگی و اجتماعی جامعه اسلامی ایران، توجه شود و موارد ناهماهنگ بویژه از نظر جهان‌بینی و فلسفه‌های فكری زیربنای آنها روشن و مشخص گردد.

تعریف «سلامت روان»
تاكنون تعاریف متعددی از «سلامت روان» ارائه شده كه همگی بر اهمیت تمامیت و یكپارچگی شخصیت تاكید ورزیده اند. گلدشتاین
GOLDSTEIN K، سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شكوفایی می داند. چاهن (CHAUHANSS 1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می كند كه عبارت است از حداكثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی كه شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. در سال های اخیر، انجمن كانادایی بهداشت روانی،«سلامت روانی» را در سه بخش تعریف كرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به «خود» شامل:
الف. تسلط بر هیجان های خود؛
ب. آگاهی از ضعف های خود؛
ج. رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:
الف. علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی؛
ب. احساس تعلق به یك گروه؛
ج. احساس مسئولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:
الف. پذیرش مسئولیت ها؛
ب. ذوق توسعه امكانات و علایق خود؛
ج. توانایی اخذ تصمیم های شخصی؛
د. ذوق خوب كار كردن.

چاهن به ذكر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

1 حس مسئولیت پذیری: كسی كه دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می كوشد.

2 حس اعتماد به خود: كسی كه واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و مشكلات را پدیده ای مقطعی می انگارد كه حل شدنی است. از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد.

3 هدف مداری: به فردی اشاره دارد كه واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می كند.

4 ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است كه به سعادت و شادكامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشاركت اجتماعی است.

5 فردیت و یگانگی: كسی كه دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می كوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای كه نه همنوایی كور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروك می شود.

شواهد نشان می‌دهد كه مطالعات مذهبی در روانشناسی در سطح جهانی، موضوعی جدی و اساسی است (ولف[1]،1991) و توجه به آن در بسیاری از كشورهای جهان در حال افزایش است. به عنوان مثال، یك شماره مخصوص از مجله بین‌المللی مقوله‌های اجتماعی، به موضوع مذهب و بهداشت روانی اختصاص یافته است (ماتون[2] و ولز[3]، 1995).
1 -
Wulff
2 -
Maton
3 –
Wells

ملاك های سلامت روان
ونتیز (.
VENTIS LW 5991) سلامت روان را وابسته به هفت ملاك می داند كه عبارتند از:

1- رفتار اجتماعی مناسب؛
2- رهایی از نگرانی و گناه؛
3 - فقدان بیماری روانی؛
4 - كفایت فردی و خودمهارگری؛
5 - خویشتن پذیری و خودشكوفایی؛
6 - توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت؛
7 -گشاده نگری و انعطاف پذیری.

استفاده از دین به عنوان یك منبع فرهنگی و روانی، حداقل برای آن دسته از اولیا و مربیان و مراجعانی كه علاقه‌مندند مسائل روانی را از دیدگاه اسلامی بررسی كنند، یا انتظار دارند توصیه‌هایی منطبق بر دین اسلام به آنها بشود، لازم و ضروری به نظر می‌رسد. از آنجا كه اسلام آخرین و كاملترین، و جامعترین و گسترده‌ترین دین در جهان است و برای كلیه مراحل حیات انسان، توصیه‌های روشن و سازنده دارد، لازم می‌نماید كه این توصیه‌ها، از دیدگاه روانشناسی بررسی گردد.

علوم انسانی، در هر سرزمینی كه طلوع كند، از فرهنگ، مذهب و آداب و رسوم آن سرزمین متأثر می‌شود. استفاده از آن علوم در كشورهای دیگر، دقت و احتیاط بیشتری را می‌طلبد. روانشناسان، در كشورهای جهان سوم، نباید به ترجمه و تدریس كتابهای روانشناسی كه از كشورهای دیگر به دست آنها می‌رسد، بسنده كنند. نقد علمی مكتب‌های روانشناسی كاملاً ضروری به نظر می‌رسد. در صورت نقد مكاتب روانشناسی، ضرورت طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، بیشتر احساس خواهد شد. همان‌گونه كه عثمان (1361، ترجمه: حجتی) اشاره كرده است: وظیفة دینی دانشمندان اسلامی و متخصصان روانشناسی ایجاب می‌كند كه آنان در دریای بیكران تعالیم اسلامی كاوش كنند و گوهرهای گرانبهایی را در روانشناسی اسلامی استخراج كنند و برای جهان نوین، پی و اساسی افكنند كه از بینش الهی الهام گیرد.

در مقدمة ترجمة كتاب گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، آمده است كه: «متأسفانه از دورانی كه ما پیوند خود را از فرهنگ اسلامی بریدیم، در علوم مختلف دچار انحطاط شدیم (شرقاوی، ترجمه: حجتی، 1375، ص7). ندای «روانشناسی اسلامی»، یا فرایند اسلامی كردن روانشناسی، چندی است كه در كشورهای اسلامی طنین‌ انداز شده است (مؤسسه بین‌المللی اندیشة اسلامی[4]، 1995). جا دارد مطالعات اساسی گسترده و پیگیر در این زمینه انجام شود. در حال حاضر، مراكز اسلام‌شناسی در امریكا، اروپا و كانادا نیز در این زمینه، مشغول مطالعه و بررسی هستند ومجلات بین‌المللی متعددی در این زمینه منتشر می‌شود. با وجود این، هنوز موضوع در كشور ما جدی گرفته نشده است.

[4] -
The International Institute of Islamic Thought

بررسی رابطة روانشناسی و دین مورد توجه روانشناسان معروفی مانند ویلیام جمیز[5]، كارل یونگ[6]، گوردون آلپورت[7]، اریك فروم[8]، اریك اریكسون[9]و آبراهام مازلو[10] قرار گرفته است(ولف، 1998). علاوه بر این، نظر منفی پیشین در مورد نقش دین بر سلامت روانی، در حال جایگزین شدن با نگرش‌های مثبت‌تر است (كامر[11] 1998). در زمینة رابطة اسلام و روانشناسی، در كشور ما مطالعات انجام شده در مراحل اولیة خود هستند و نشانه‌ای از مطالعات عمیق و گسترده، با توجه به هر دو بعد اسلام و روانشناسی به چشم نمی‌خورد، در حالی كه ضرورت اینگونه مطالعات بیش از گذشته است.

5-
W.James
6-
C.Jung
7-
G.Allport
8 -
E. Fromm
9 -
E.Erikson
10 -
A. Maslow
11-
Comer

طرح اندیشة اسلامی در روانشناسی
طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، از جهتی به توجه روانشناسان به بعد معنوی انسان مربوط می‌شود. با آن كه بعد معنوی، نقش مهمی در سلامت و سازگاری انسان دارد با این حال به نظر می‌رسد كه تا حال حاضر، در روانشناسی نسبت به این جنبه از شخصیت انسان توجه كافی نشده است. ایا انسان علاوه بر نیازهای جسمی و روانی نیازهای معنوی نیز دارد؟ ایا انسان نیازمند به یك تكیه گاه معنوی پایدار است تا به زندگی او معنا، جهت و هدف ببخشد؟ در حالی كه برخی از پیشگامان روانشناسی به این نیاز توجه كرده‌اند، برخی دیگر از روانشناسان به آن توجهی ننموده‌اند. رابطة انسان و خداوند، نقطة مشترك همة مذاهب الهی است. بررسی آثار روانی این ارتباط، یكی از نكات برجسته‌ای است كه در صورت توجه به آن، می‌تواند فواید فردی و اجتماعی متعددی برای روانشناسان و مراجعان آنان داشته باشد. انسان، نیازمند نیایش، راز و نیاز و گفتگو با پروردگار خویش است. انسان، نیازمند خلوت كردن با خدای خویش است. غفلت از خداوند، غفلت از خویشتن است و این غفلت، سرچشمة بسیاری از نابسامانیهای روانی رایج زمان ما، مانند اعتیاد، بی‌بند وباری جنسی، اضطراب، افسردگی، خودكشی و بزهكاری است. از طرف دیگر، ارتباط با خداوند، زندگی انسان را از پوچی نجات می‌دهد و اضطراب وجودی[12] او را از بین می‌برد. (جعفری، 1378).

۱۲-
Existential Anxiety
نگرش رایج به انسان، در روانپزشكی و روانشناسی بالینی، به صورت موجودی زیستی ـ روانی ـ اجتماعی[13] است (انجمن روانپزشكی آمریكا، 1994). در این نگرش به جنبة معنوی انسان توجه نشده است، در حالی كه منابع اسلامی سرشار از اندیشه‌های روانشناختی و تأكید اسلام بر جنبة معنوی انسان است.

۱۳-
Bio- Psycho- Social
با پذیرش این موضوع كه توجه به نیازهای فرهنگی كشور، از جمله مهمترین رسالتهای دانشگاهی است، در روانشناسی توجه به این نیاز از مهمترین و اساسی‌ترین اموری است كه لازم است در اولین فرصت به آن پرداخته شود، و به صورت مستمر و پیوسته، بتواند دستاوردهای مفیدی را برای جامعة علمی كشور در بر داشته باشد. در حال حاضر، روانشناسان ما از چه الگوهای درمانی برای مراجعان خود استفاده می‌كنند؟ الگوهای درمانی رایج در كشور ما، عمدتاً برداشتی نسبی از رویكردهای روان پویایی، رفتاری، شناختی و انسان‌گرایی است. اگر الگوهای درمانی موجود، یعنی روانكاوی ، رفتاردرمانی و شناخت درمانی در زادگاه خود ـ كه عمدتاً كشورهای اروپای غربی و آمریكای شمالی است ـ دارای محدودیت باشند (كاپلان و سادوك، 1995)، این محدودیت در مورد كشورهایی مانند ایران، كه تفاوتهای فرهنگی عمیقی با كشورهای غربی دارد، بمراتب بیشتر خواهد بود. همین مسأله ضرورت جستجو و تدوین الگوهای جدیدی را در روانشناسی ایجاب می‌كند. الگوهایی كه كه متناسب با ساختار فرهنگی جامعه ایرانی باشد. دین مبین اسلام، اقیانوس عظیمی است كه گوهرهای فراوانی در آن نهفته است و از آنها می‌توان به عنوان بسترهای فكری مناسب استفاده كرد. یكی از این زمینه‌ها، مفاهیم روانشناسی است. در صورتی كه بتوان این مفاهیم را روشن نمود و نظم و انسجام لازم را بین آنها به وجود آورد، می‌توانند زیربنای الگوهای روانشناختی قرار گیرند و در شناخت و حل برخی از اختلالات روانی مورد استفاده واقع گردند. آثار موجود در زمینة مفاهیم دینی و ارتباط آنها با روان‌شناسی، دارای مشكلات روش شناسی است. همین موضوع، ضرورت مطالعات منظم و پیگیر را ایجاب می‌كند. در زمینه مشكلات روش شناسی آثار موجود، می‌توان به موارد زیر اشاره كرد:

1ـ برخی از آثار موجود، اصالت را به مكاتب روانشناسی داده و تلاش كرده‌اند تا اندیشه‌های اسلامی را با آنها تطبیق دهند. اینان به تفاوتهایی كه در مبانی علم روانشناسی و دیدگاه اسلامی است، توجه نكرده‌اند.

2ـ برخی دیگر تلاش كرده‌اند استنباطهای اسلامی خود را محور قرار دهند و ارزش مطالعات روانشناختی را در شناخت انسان و مشكلات روانی او، نادیده بگیرند.

3ـ برخی صرفاً به جنبه‌های نظری توجه كرده و راهبردهای مشخصی را ارائه نمی‌دهند، یا به كاربردی كردن نظریه‌ها نپرداخته‌اند.

4ـ برخی از نویسندگان، عمدتاً به جنبه‌های كاربردی توجه كرده‌اند، بدون آنكه پشتوانه‌های نظری پیشنهادهای خود را مشخص كنند، در حالی كه نظریه و عمل باید هماهنگی و سنخیت لازم را داشته باشند.

بندرت آثاری را می‌توان یافت كه هم از نظر اسلامی و هم از نظر روانشناسی، اعتبار محتوایی لازم را داشته باشند. یكی از دلایل این امر، شاید این بوده است كه روانشناسان ما اسلام شناس نبوده‌اند و اسلام شناسان ما نیز به اندازه كافی به علوم روان‌شناسی توجه نكرده‌اند. یكی از نكات اساسی این است كه مطالعات اسلامی در روان‌شناسی، با روش‌شناسی مناسب آغاز شود، و به این اصل توجه شود كه تنها با روشهای مناسب می‌توان در قلمرو مطالعات اسلامی در روانشناسی، به نتایج مطلوب دست یافت. از نظر علمی، نه سختگیری و تعصب و طرد اندیشه‌های دیگران منطقی و جایز است، و نه پذیرش بدون چون و چرای آنها. به جای آن، راه مناسب، نقادی منصفانه روانشناسی معاصر، با توجه به هر دو جنبة مثبت و منفی آن، و استفادة بهینه از آن بخشهایی است كه می‌توانند برای شناخت و حل مشكلات رفتاری، مفید و مؤثر باشند و رها كردن جنبه‌های نامربوط یا نامناسبی است كه می‌توانند برای فرهنگ و جامعة ما ناكارآمد، یا زیانبار باشند. واقعیت این است كه كشورما دارای فرهنگ وتمدن عظیم اسلامی است، و در این زمینه سخنی برای گفتن دارد. بنا به گفتة علامة جعفری (1378)، لازم است باور كنیم كه فرهنگ اسلامی در قلمرو علوم انسانی، هیچ كمبودی ندارد و تلاش كنیم این كتاب ناگشوده را بازكنیم. برای تدوین و جمع‌بندی آرا و اندیشه‌های اسلامی در قلمرو روانشناسی، لازم است كه پویندگان، حركتی را با همگامی و همفكری اندیشمندان و صاحبنظران حوزه و دانشگاه آغاز كنند و برخی از بحث‌های بی‌حاصل، نظیر این كه :«روانشناسی، روانشناسی است و اسلامی و غربی ندارد» را رها كنند، تا شاید از این رهگذر، نتایجی برای ارتقای وضعیت روانشناسی در كشور ما حاصل شود.

نتیجه
با توجه به افزایش مطالعات دینی در روانشناسی در سطح جهانی، طرح اندیشه‌های اسلامی در قلمرو علم روانشناسی، با توجه به پشتوانة فرهنگ اسلامی كشورمان، یك ضرورت است. آغاز مطالعات گسترده و پیگیر اسلامی در قلمرو روانشناسی، می‌تواند زمینه را برای ارتقای علم روانشناسی فراهم كند. دین اسلام، مكتبی است جامع كه با توجه به رهنمودهای روشن خود در زمینة پیشگیری، شناخت و حل اختلالات روانی، می‌تواند الگوهایی را در روانشناسی ارائه دهد. در مطالعات اسلامی بعد معنوی شخصیت، یكی از ابعاد اساسی انسان است و در كنار سایر ابعاد، نقش مهمی را در سلامت و سازگاری انسان ایفا می‌كند. براین اساس، لازم است در مطالعات روانشناسی این بعد مورد توجه قرار گیرد. افزایش بی‌رویة بسیاری از مشكلات روانی ـ اجتماعی در سطح جهانی (كاپلان[14] و سادوك[15]،1995) و محدودیت كارایی الگوهای درمانی موجود، ضرورت جستجو و تدوین الگوهای جدید را بر اساس دیدگاههای جامع و مبتنی بر معنویت ایجاب می‌كند. تلاش در زمینة احیای اندیشة اسلامی در روانشناسی با در نظر گرفتن مقتضیات زمان، می‌تواند در این زمینه راهگشا باشد و افق‌های جدیدی را در روانشناسی بگشاید.در این زمینه، مشكلات روش شناختی متعددی وجود دارد كه بهتر است با توجه به آنها، از روش‌های مناسبتر و كارآمدتر استفاده شود.

14-
Kaplan
15-
Sadock

برای دستیابی به الگوهای اسلامی در روانشناسی، توجه به نكات زیر پیشنهاد می‌شود:
1ـ مبانی نظری مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی تبیین شود مانند رابطة علم و دین، رابطه دین و روانشناسی، رابطه اسلام و روانشناسی.
2ـ روش شناسی مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی، و نقات قوت و ضعف هر روش و موارد كاربرد آنها مشخص شود.
3ـ شواهد موجود در زمینة ایات، روایات و آثار اندیشمندان مسلمان جمع‌آوری شود و مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
4ـ پژوهشگران، بر مبنای اندیشه‌های اسلامی، فرضیه‌هایی را جهت انجام مطالعات تجربی ارائه دهند.
5- مطالعات اسلامی در قلمرو روانشناسی، به طور هماهنگ در دو زمینة نظری و عملی گسترش یابد و برنامه‌ریزیهای كوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت در این زمینه تهیه شود و به مرحلة اجرا دراید.

منابع
جعفری، محمدتقی. (1378). روانشناسی اسلامی. گردآوری، تنظیم و تلخیص محمدرضا جوادی، تهران: انتشارات پیام آزادی.
شرقاوی، حسن محمد. (1375). گامی فراسوی روانشناسی اسلامی، ترجمه سیدمحمد باقر حجتی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
طباطبائی، سیدمحمدحسین. (1375). ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سیدمحمد باقر موسوی همدانی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
www.irimlsa.ir/myVK01/FixInfo/farhangi_semi_85.htm - 7k

http://payambar-salamat.ir/mehvarha.html

 

 

 

پایگاه اطلاع رسانی مرکز قرآن و عترت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی

 

 

 

Ministry of Health's Quran and Etrat Center (www.ShefaNoor.ir)

 

تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1395-3-11 22:21        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ